تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

65

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

پرافتخار تشيع ، قابل اغماض نمىدانست . آخر مگر محبت اين خاندان اجر رسالت و راه خدا نيست ؟ و مگر ايشان همان كسانى نيستند كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آنان را همسنگر قرآن كريم قرار داد ؟ و مگر ايشان بزرگ‌ترين نعمت‌هاى خدا در ميان جامعه انسانى نيستند كه بايد بزرگ‌ترين سپاس را نسبت به آن به جاى آورد ؟ علّامه طباطبائى را بايد به حق يكى از اركان حوزهء علميّهء قم در عصر حاضر دانست و شايد كمتر اهل فضلى يافت شود كه از خرمن پربار درس‌هاى ايشان خوشه اى نچيده باشد و يا از نوشته‌هاى عميق و وزينشان بهره اى نبرده باشد . از توفيقات بزرگى كه خداى متعال به ايشان عطا فرمود اين است كه تفسير قرآن را در حوزه‌هاى علميه شيعه ، احيا كردند و با تلاشى پىگير ، كتاب نفيس و پر ارزش تفسير الميزان را در بيست جلد نگاشته و به جهان اسلام ، تقديم داشتند . كتابى كه حاوى عالىترين معارف اسلامى در زمينه‌هاى مختلف اعتقادى ، اخلاقى ، اجتماعى ، تاريخى و غيره مىباشد . اين استاد بزرگ ، علاوه بر تدريس علوم مختلف اسلامى و تأليف كتاب‌هاى درسى به شيوه سنتى ( مانند كتاب بداية الحكمه و كتاب نهاية الحكمه ) اقدام مبتكرانه‌اى براى ريختن مفاهيم فلسفه اسلامى در قالب جديدى انجام داد كه پاسخ‌گوى نيازهاى عصر حاضر باشد و با اين‌كه بيش از سى سال از تأليف كتاب اصول فلسفه و روشن رئاليسم مى گذرد هنوز به عنوان بهترين كتاب در ردّ شبهات مادى است . ايشان اهتمامى وافى به حفظ سيره و سنت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله داشتند و نوشتن كتاب سنن النبى صلى الله عليه و آله نمونه اين اهتمام است . و در مقابل ، مبارزه جدى را با بدعت‌هايى كه به نام نوآورى در دين مطرح مىشد از واجبات مؤكد مىدانستند و اين شيوه‌اى بود كه از مكتب اهل‌بيت عليهم السلام فرا گرفته بودند . بنابراين ، بايد ايشان را از بزرگ‌ترين احيا كنندگان كتاب و سنت به شمار آورد . وى با وجود بهره‌مندى كافى از فقه و اصول و ساير علوم اسلامى ، مركز ثقل فعاليت‌هاى علمى خود را تفسير قرآن و تدريس فلسفه قرار داده بودند و اين گزينش بر اساس وظيفه‌اى بود كه احساس كرده بودند . اينك اصل جريان را از زبان خود ايشان بشنويد : « هنگامى كه از تبريز به قم آمدم مطالعه‌اى در نيازهاى جامعه اسلامى و مطالعه‌اى در وضع حوزه قم كردم و پس از سنجيدن آنها به اين نتيجه رسيدم كه اين حوزه نياز شديدى به تفسير قرآن دارد تا مفاهيم والاى اصيل‌ترين متن اسلامى و عظيم‌ترين امانت الهى را بهتر